انقلاب فناوری اطلاعات در موسیقی الکترونیکی

ورود فناوری اطلاعات به عرصه موسیقی مانند سایر عرصه‌ها با اختراع IC در دهه هشتاد، متقارن شد. این تغییر فناوری در عرصه موسیقی، انقلابی به‌پا کرد و موجی از مخالفت‌ها و تحسین‌ها را با خود به‌همراه آورد، همان اتفاقی که با ساخت اولین سینتی‌سایزر آنالوگ پلی‌فونیک در دهه هفتاد رخ داد، با ساخت اولین نمونه کاملا دیجیتالی (یاماها DX7) هم دوباره تکرار شد.


در عصر آنالوگ سررشته تمام مراحل فرایند صنعت موسیقی به استودیو ختم می‌شد. کار با دستگاه‌های آنالوگ اعم از سازهای موسیقی و وسایل مورد استفاده در فرایند ضبط و ویرایش در ارتباط مستقیم با تخصص کاربر بود و امکان ثبت تنظیم دستگاه وجود نداشت.

اگر برحسب اتفاق قرار بود کاری در چند استودیوی مختلف ضبط و بعد در یک استودیو ویرایش و میکس شود مشکلات فنی زیادی گریبان صدابردار و تکنسین و مهندس استودیو را می‌گرفت و گه‌گاه تکه‌های ضبط شده در استودیوهای مجزا با اختلاف فاحشی در حجم و قدرت صدا، با یکدیگر میکس می‌شدند. نمونه بارز چنین ناهمگونی را در قطعه معروف، زیبا و بسیار تاثیرگذار «Good Vibration» اثر برایان ویلسن (Brian Willson) می‌توان یافت.

این قطعه که نوشتن سرنوشت آن، به‌تنهایی چند صفحه را پر می‌کند از ترکیب سازهایی چون Bass، Drum، گیتار الکتریکی، ترمین، ویولن‌سل و هاموند خلق شده است و به نیمه دهه 60 میلادی برمی‌گردد.

نکته قابل توجه در این قطعه به‌کارگیری هم‌‌زمان چند سازی است که تا قبل از این هیچ‌گاه در کنار هم در یک قطعه موسیقی به‌کار گرفته نشده بود.

تصور شنیدن صدای ویولن‌سل که پیش از این فقط جایگاه کلاسیک داشت در کنار ترمین و ارگ هاموند برای موزیسین‌های دهه 60 بسیار دور از ذهن و باور بود. ضمن اینکه این قطعه با تغییرات زیادی در ضرب‌آهنگ، گام و رنگ‌آمیزی موسیقایی نوشته و اجرا شده است.

برایان ویلسن برای ضبط این آهنگ از چند استودیوی مختلف استفاده کرد و در آخر تمام اجزای ضبط شده را در یک استودیوی دیگر سوار کرد.

از آن‌جایی که تمام دستگاه‌های به‌کار رفته در این قطعه با فناوری آنالوگ ساخته شده بود و اصولا در آن زمان فناوری دیجیتال هنوز متولد نشده بود، در قطعه نهایی اختلاف محسوسی را در صدای هاموند در گوشه و کنار آهنگ می‌شنویم.

ساز هاموند (Hammond 133) محبوب‌ترین و پرکاربردترین ساز قرن است و تنظیم صدای آن با عقب و جلو بردن شاسی‌های کشویی بالای کلاوی‌های آن ‌که به Drawbar معروف است، صورت می‌گیرد. جنس صدای هاموند هم علاوه بر تنظیمات Drawbar بستگی مستقیم با مانیتورهای صوتی دارد.

در معمول‌ترین حالت از اسپیکرهای Leslie و یا Wurlitzer برای پخش صدای هاموند استفاده می‌شود که تفاوت صدای حاصل از این دو مانیتور، زمین تا آسمان است.

و از آن‌جایی که ساز هاموند و متعلقات آن‌ که همان مانیتورها هستند بسیار بزرگ و سنگین هستند، امکان جابه‌جایی آن از یک استودیو به استودیوی دیگر وجود ندارد و آهنگ‌ساز اگر می‌خواهد قطعات مختلفی را در چند استودیو ضبط کند باید سفارش یک دستگاه هاموند را از قبل به استودیو بدهد.

و تنظیم Drawbarها عینا به همان شکلی که در یک استودیو صورت گرفته، نیاز به تجربه و دقت فوق‌العاده زیادی دارد.

این اتفاق برای برایان ویلسن افتاد و صدای هاموند اولین تکه آهنگ Good Vibration با صدای هاموند تکه دوم فرق دارد که دلیل آن به تنظیم Drawbar و ضبط استودیویی برمی‌گردد.

با تولد فناوری دیجیتال اتفاق بسیار مهم و تعیین‌کننده‌ای در دنیای موسیقی افتاد.

بعد از این نوازنده‌ها و صدابرداران و مهندسان صدا قادرند تا تنظیم ساز یا دستگاه را به حالت دلخواه ذخیره (Save) کنند و هر موقع که به همان صدا با مشخصات اولیه نیاز داشتند با Load کردن آن تنظیم از دردسر فرآیند پراشتباه و وقت‌گیر تنظیم مجدد، خلاص شوند.

با پیشرفت فناوری دیجیتال و حضور بسیار پررنگ و موثر کامپیوترها، نرم‌افزارها و استودیوهای مجازی در عرصه موسیقی فرآیند کار در عین تخصصی شدن ساده‌تر شد و نسخه‌های خانگی این نرم‌افزارها هم ساخته شد.

نرم‌افزارهای استودیوی مجازی مانند Cakewalk و CubaseVST هم جنبه حرفه‌ای و هم جنبه آماتوری دارند. امروزه تقریبا تمام سازهای خانگی هم به پورت MIDI مجهز هستند که این پورت رابط بین ساز و کامپیوتر یا میزهای میکس است. در کنار تمام این اتفاقات رواج اینترنت و پربار شدن محتوای موسیقی دیجیتالی اعم از آموزش‌های Online، اتودها و کتب خودآموز اینترنتی، اطلاعات یک عمر دانشمندان و نظریه‌پردازان موسیقی در اختیار تمام علاقه‌مندان موسیقی این کره خاکی قرار گرفت.

رسانه‌های جمعی هم با تزریق انواع موسیقی صنعتی، سلیقه جهان را چه خوب چه بد، یک‌دست کرد.

مجموعه این رخ‌دادها حرکت نوپایی را در عرصه موسیقی موجب شد و آن حضور بسیار بسیار پررنگ آماتورهاست.

همان‌گونه که هر فناوری و تبعات آن جنبه‌های مثبت و منفی دارد، با حضور فناوری اطلاعات در موسیقی و باز شدن پای آماتورها به این عرصه دو دیدگاه کاملا متضاد شکل گرفت.

دیدگاه اول که از طرف حرفه‌ای‌ها مطرح می‌شود، آسان ‌شدن کاذب فرآیند ضبط و ویرایش را دلیل اصلی ضعف بیشتر کارهای آماتوری می‌داند.

به عقیده مطرح‌کنندگان این دیدگاه با ظهور فناوری اطلاعات و کشیده شدن فرآیند تولید و ضبط به خانه‌ها و استودیوهای آماتوری، عملا پارامتر تعیین‌کننده مهارت و تجربه و تخصص از برنامه حذف شده است.

رواج کارهای خانگی و برپایی استودیوهای آماتوری در دنیا و به‌خصوص کشور ما به قدری سریع و پرتعداد بود، که از مراجعات نوازندگان به استودیوهای حرفه‌ای به‌طور محسوسی کاسته شده و درآمد حرفه‌ای‌های این حوزه کاهش یافته است.

از طرف دیگر با به‌کارگیری Sampleهای صوتی سازهای هزینه‌بری مثل سازهای زهی و بادی برنجی درآمد نوازندگان این سازها هم به‌شدت کاهش یافته که خشم این عده از نوازندگان را از فناوری اطلاعات به‌همراه داشته است.

دیدگاه دیگر که غالبا از طرف تهیه‌کننده‌ها، آهنگ‌سازان و نوازندگان مطرح می‌شود ورود فناوری اطلاعات را به حوزه موسیقی، انقلابی در این عرصه می‌دانند که جنبه مثبت آن در کفه ترازو بر جنبه‌های منفی آن سنگینی می‌کند. به عقیده این گروه فناوری اطلاعات بار بزرگی را از نظر هزینه‌ای از دوش تهیه‌کنندگان و آهنگ‌سازان برمی‌دارد و رواج این فناوری را در استفاده خانگی و آماتوری باعث شکوفا شدن استعدادهای جوانان کشورهای درحال توسعه و مناطق محروم می‌داند. با خانگی‌ شدن فرآیند تولید، ضبط و ویرایش موسیقی، هنردوستان روستاها و مناطق محروم که دسترسی به استودیو برایشان سخت یا خیلی گران است، می‌توانند کارهای خودشان را با حداقل هزینه و صرفه‌جویی در وقت انجام دهند.

پدیده بسیار جالب توجه این رخ داد برون‌سپاری آهنگ‌سازی و ضبط موسیقی تهیه‌کنندگان حرفه‌ای به آماتورهاست.

در دنیای مدرن امروز، استودیوهای تخصصی برای هر کار وجود دارد، استودیوهایی هستند که فقط کار ضبط سازهای ضربه‌ای‌ـ پوستی را انجام می‌دهند و استودیوهایی فقط مخصوص کارهای الکترونیکی وجود دارند و استودیوهای تخصصی ضبط صدای گروه کر. همچنین قیمت استودیوهای حرفه‌ای در کشورها با هم تفاوت دارد. از این‌رو تهیه‌کنندگان که بعضی وقت‌ها بدشان نمی‌آید کار با حداقل هزینه انجام شود، فرآیند آهنگ‌سازی و ضبط را به کشوری درحال توسعه برون‌سپاری می‌کنند. این اتفاق در موسیقی پاپ به وفور افتاده است.

می‌توان کارهای پرفروش و مطرح زیادی را فهرست‌وار ذکر کرد که به سفارش تهیه‌کننده‌ها، در کشورهای درحال توسعه ضبط شده‌اند.

در آن طرف دنیا، تهیه‌کنندگان با به‌کارگیری فناوری اطلاعات کارهای ضبط شده در استودیوهای آماتوری یا حرفه‌ای کشورهای درحال توسعه را دریافت کرده و صدای خواننده را روی آن میکس می‌کنند و با رسانه‌های جمعی خودشان به گوش مردم سراسر جهان می‌رسانند. فناوری اطلاعات آورده‌های زیادی با خود دارد: سرعت بالا در فرآیند ضبط و ویرایش، دسترسی آسان به آرشیوها، انتقال سریع علم و تکنیک، اعمال افکت‌هایی که با فناوری آنالوگ غیرممکن بود و پایین آوردن هزینه‌ها.

با استفاده از این فناوری به مشکل برایان ویلسن برنمی‌خوریم اما حضور آماتورها و کیفیت پایین‌تر کارها، خارج ‌شدن بخشی از کار از دست حرفه‌ای‌ها و کلیشه‌ای شدن کارها از پارامترهای منفی ورود این فناوری به‌حوزه موسیقی است.

۲۴ تیر ۱۳۸۵
محمدعلی پورخصالیان
بزرگراه فناوری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اجرا شده توسط: همیار وردپرس