دلیل اصلی شکست سازمان‌ها در مدیریت پروژه

چرا در بسیاری از سازمان‌ها مدیریت پروژه هنوز مشکل دارد؟ من در بسیاری از مراکز آموزشی و مشاوره در این مورد بررسی کرده‌ام و پنج دلیل اصلی را در زیر بیان می‌کنم.به‌طور کل، شرکت‌ها و سازمان‌ها به‌دنبال بهبود مدیریت پروژه خودمی‌باشند. به عبارت دیگر، مسلما هیچ سازمانی به دنبال کاهش کیفیت مدیریت پروژه نمیباشد. با اینکه نمی‌توانند به خوبی معنای آن را بیان دارند اما همه می‌دانند کهارزش سازمان به دلیل مدیریت صحیح پروژه‌ها می‌باشد.پس دلیل افت کیفیت مدیریت پروژه چیست؟ چه چیز سازمان‌ها را ازمدیریت موثر باز می دارد؟

5-مدیران ارشد گاهی گمان می کنند که مدیریت پروژه یک نرم‌افزاراست.

وقتی در مورد مدیریت پروژه با برخی از مدیران صحبت می کنید، آنها درابتدا فکر می‌کنند شما ابزاری دارید که به شما امکان مدیریت بهتر پروژه را می دهد. در واقع، اگر ابزاری وجود داشت، شما راحت تر می‌توانستید آنها را به استفاده از آن ترغیب کنید. با اینکه در برخی از بخش‌ها مانند ایجاد و مدیریت روش کار، نیاز بهابزار می باشد اما ارزش مدیریت پروژه در این کار خلاصه نمی شود. درعوض، به مهارت‌هاو نظم کاری باز می گردد و در مورد پروسه‌ها و بهترین تمرین‌ها بوده و دربارهاستفاده از الگوهای رایج صحبت می کند. خوب، پس مدیریت پروژه نرم‌افزار نیست. ‌

4-سازمان‌ها برای وقت گذاشتن ارزشی قائل نمی باشند.

بسیاری از مردم و همچنین سازمان‌ها خود را <کننده> می دانند. اگر می خواهید در مدیریت پروژه موفق باشید، باید متوجه شوید که پروسه طرح ریزی،ارزشمند می‌باشد. اگر پروژه را به خوبی طرح‌ریزی کرده باشید، به طور موثرتری میتوانید پروژه را مدیریت نمایید. بسیاری از سازمان‌ها مایل به مدیریت خوب پروژه هستند، اما تمایلی به گذاشتن زمان لازم بر روی آن ندارند. هیچ کس نمی‌خواهد برای طرح ریزی زمان بگذارد. درعوض، همه می‌خواهند به سرعت کار را شروع کرده و آنقدر ازروش آزمون و خطا استفاده کنند تا بالاخره به نتیجه برسند. پس باید به جای ورود سریع به حوزه اجرا، کمی هم به مطالعه و تحقیق و در نتیجه طرح بها داد.

3-ممکن است یک بار تجربه کرده باشید.

یکی از دلایلی که افراد از متدلوژی مدیریت پروژه فرار می‌کنند، سختیکار، کاغذبازی‌های زیادی که دارد و متمرکزنمودن توجه برروی مساله‌ای خارج از کارمی‌باشد. در برخی موارد، این نگرانی منطقی می‌باشد زیرا ممکن است متدلوژی مطابق باحجم پروژه طرح‌ریزی نشده باشد. البته، در این مورد نیز مدیریت پروژه مشکل نیست بلکه مساله تلاشی بی هدف برای پیاده‌سازی آن می باشد. اگر متدلوژی را به درستی اجراکنید، نتایج خارق‌العاده خواهند بود.

2-سازمان شما متعهد به انجام و اجرا نمی شود.

بسیاری از سازمان‌ها می‌گویند که مدیریت پروژه را برای پروژه‌های خود لازم دارند، اما دوصد گفته چون نیم کردار نیست! آیا دفعه اول که شما کار راتعریف می‌کنید، همه می‌گویند <خوب شروع کنیم>؟ آیا پشتیبان مالی شما می‌گویدکه شما وقت تان را دارید به هدر می دهید و ریسک‌ها را برایتان فهرست می‌کند؟ اینامر بسیار طبیعی است. حرفها یک چیز می‌گویند و عمل‌ها چیز دیگری.

1-سازمان‌ها نمی‌دانند چگونه باید این تغییرات را پیاده سازی کنند.

شما نمی‌توانید تنها به آموزش‌دادن به افراد متکی باشید و سپس آنها را در نیمه رها کنید. شما نمی‌توانید ‌ MS Project را خریداری و سپس افراد را در استفاده از آن یاری ندهید. شما برای تغییر در فرهنگ سازمان خود نیاز به زمانی طولانی و روشی چندگانه دارید. در این راه به پشتکار و منابع زیادی نیاز دارید. اگر دقت کافی به این مقوله نشود پس از شش ماه مجددا رویه به حالت قبل بازخواهد گشت و مدیریت پروژه و موارد مربوط به آن در کمدها خاک خواهد خورد.

نویسنده:زهرا ولی شریعت پناهی روزنامه اعتماد ملی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اجرا شده توسط: همیار وردپرس