شبکه‌های موازی، زیرساخت و خصوصی‌سازی در دیتا

سه شنبه، ۳ آبانماه ۱۳۸۴

طیف – گفتگو از سعید سلیمانی- مطلبی که در پی می‌آید، برگرفته از چند گفتگو است که با مهندس مهدیون، معاون گسترش فناوری اطلاعات شرکت ارتباطات دیتا انجام شده و در سایت شبکه تحلیلگران تکنولوژی ایران (itan.ir) منتشر شده است.

شبکه‌های ارتباطی، زیربنای فناوری اطلاعات
فناوری اطلاعات شامل تحلیل داده‌ها، نتیجه‌گیری و انتقال نتایج است. شبکه‌های دیتا به عنوان بزرگراه انتقال بسته‌های اطلاعات، شاهرگ‌های حیاتی ارتباطات هستند؛ در دنیای امروز، این شبکه‌های بیش از بزرگراه‌هایی که بسته‌هایی به نام ماشین را منتقل می‌کنند، اهمیت دارند.
ماندگاری اطلاعات در گرو استفاده از آن و استفاده از اطلاعات منوط به انتقال آن است. اطلاعات باید حرکت کند و حرکت آن به شبکه نیاز دارد. اگر یک شبکه ارتباطی راحت و مناسب وجود داشته باشد، می‌توان گفت که دیگر، خلاقیت بشر به هیچ چیز محدود نمی‌شود؛ عمده‌ترین مشکل بشر برای استفاده از هوش و خلاقیتش، پراکنده بودن اجزای یک پدیده است که اگر در کنار هم قرار گیرند، خلاقیت را شکل می‌دهند. حال اگر یک شبکه ارتباطی در اختیارمان باشد که اجزای یک پدیده را به راحتی به هم متصل کند، محدودیتی برای بروز خلاقیت‌های بر سر راه ما نخواهد بود. از همین روست که روند تسریع تحولات در تمام علوم، از زمانی آغاز شد که شبکه‌های ارتباطیِ ارزان، راحت و با کیفیت مناسب، در اختیار همه قرار گرفت.
تعاملات بشر دیداری، شنیداری و نوشتاری است و شبکه‌های ارتباطی می‌توانند هر سه این امور را در اختیار بشر قراردهند. اگر ارتباطات قوی باشد،‌ نیاز به ساخت کتابخانه در مدرسه وجود ندارد؛ لازم نیست پزشک را حتماً به یک محل خاص بفرستید؛ می‌توانید با کمک یک پرستار و صرف هزینه کمتر، بیماران را معالجه کنید و حتی از مشاوره یک پزشک که در فاصله‌ای بسیار دور از شماست، بهره‌مند شوید. ارتباطات، عنصر اصلی فناوری اطلاعات است.
شبکه زیرساخت
اگر بخواهیم فناوری اطلاعات را لایه‌بندی کنیم، در اولین لایه ، "شبکه زیرساخت" قرار می‌گیرد؛ سپس، کاربردهایی که در بستر این شبکه تعریف می‌شود و پس از آن،‌ خلاقیت بشر. اما در این سه لایه، پی و اساس، "شبکه زیرساخت" است. امروزه در همه جای دنیا، بر ایجاد و گسترش شبکه‌های زیرساخت تأکید می‌کنند و سرمایه‌گذاری‌های کلانی در این زمینه انجام می‌دهند. نمونه بارز آن، پروژه GII یا Global Information Infrastracture است که قرار است یک شبکه زیرساخت ارتباطی برای تمام دنیا ایجاد کند؛ این پروژه در حدود 12 سال پیش مطرح شد.
شکاف دیجیتالی، شکاف اقتصادی
اگر امکانات رفاهی شهری در جایی وجود نداشته باشد (اگر چه وجود آنها خیلی مهم است)، می‌توان برای ایجاد آنها صبر کرد؛ ولی گسترش فناوری اطلاعات، مقوله‌ای است که نمی‌توان و نباید برای آن صبر کرد. رشد فناوری اطلاعات، نمایی است و تأخیر در ایجاد دسترسی و استفاده از آن حتی به اندازه یک روز، به حدی باعث عقب‌ افتادن کشورها و ملت‌ها می‌شود که دیگر قابل جبران نیست. این چنین است که شکاف دیجیتالی، به مرور جای شکاف اقتصادی را می‌گیرد و به تدریج، رده‌بندی کشورهای غنی و فقیر، بر اساس میزان دسترسی آنها به فناوری اطلاعات تعریف می‌شود.
شبکه‌های موازی دیتا در کشور
امروزه در کشور ما، شرکت مخابرات ایران به عنوان متولی ایجاد زیرساخت انتقال اطلاعات، در حال تدارک و ایجاد شبکه ملی انتقال دیتا است. این در حالی است که به موازات آن، نهادها و شرکت‌های مختلفی از بخش‌های خصوصی و دولتی، برای خود شبکه‌های مشابهی ایجاد می‌کنند. دلیل این امر،‌ به اهمیت بسیار زیاد ارتباطات و نقش آن در توسعه فناوری اطلاعات بازمی‌گردد. این مسئله چنان اهمیتی برای سازمان‌های مختلف یافته است که نمی‌توانند صبر کنند تا شبکه اصلی که مخابرات به تدریج در حال ایجاد آن است، با یک سرعت آرام گسترش یابد.
روند ایجاد شبکه‌های موازی در دیگر کشورها
امروزه روند کلی فناوری اطلاعات در جهان، در جهت ایجاد شبکه‌های موازی است؛ امری که هم از نظر تکنولوژیک امکان‌پذیر است و هم، سرمایه‌گذاری در مسیر آن قابل توجیه است. به همین دلیل، شبکه‌های موازی دیتا در کشورهای دیگر هم به چشم می‌آید؛ به عنوان مثال، تاریخچه شرکت‌های ارتباطی آمریکا، نشانگر ایجاد شبکه‌های موازی دیتا در این کشور است.
پیش از این، در آمریکا شرکت‌هایی بودند که به صورت انحصاری خدمات تلفنی ارایه می‌دادند. در ساختار سازمانی آنها شرکت‌هایی به نام Incumbent Local Exchange Carrier یا ILEC بودند که با مشتری ارتباط داشتند و در واقع، متصدی ارایه خدمات به مشتری بودند. بین ILECها، شرکت‌هایی مانند AT&T قرار داشتند که به آنها Inter Exchange Carrier یا IXC می‌گفتند و بدنه اصلی انتقال اطلاعات را فراهم می‌کردند.
در اغلب کشورها فقط یک شرکت IXC وجود داشت که همان مخابرات دولتی بود؛ در آمریکا هم یک یا دو تا از این شرکت‌ها شکل گرفته بود. به مرور زمان، تعدادی از شرکت‌ها با نام Competitive Local Exchange Carrier یا CLEC، خارج از بدنه‌ شرکت‌های ارایه‌دهنده خدمات تلفنی شکل گرفتند که شرکت‌هایی خصوصی با قابلیت رقابت‌پذیری بالا بودند و در یک ناحیه خاص به ارایه خدمات می‌پرداختند. چون این شرکت‌ها خصوصی و کوچک بودند، توانستند خود را با سرعت با تغییرات و تحولات تطبیق دهند و خدمات مناسبی به مشتریان ارایه کنند. پس از آن، این شرکت‌های کوچک به جمع متقضیان IXC پیوستند و این در حالی بود که IXCهای قدیمی، توانمندی و انعطاف لازم را برای ارایه خدمات و پهنای باند مورد نیاز از دست دادند.
به این ترتیب و به تدریج، در کنار شبکه اصلی که در اختیار IXCها بود، شبکه‌های موازی به وجود آمدند؛ تا جایی که Carrierهایی مطرح شدند که هم بخش توزیع اطلاعات میان کاربران و هم شبکه اصلی انتقال اطلاعات را در اختیار داشتند.
شبکه‌های موازی، زیرساخت یکپارچه
برخی از شبکه‌هایی که به صورت موازی در داخل یک کشور به وجود می‌آیند، اهدافی جداگانه و مخصوص به خود دارند؛ مثلاً شبکه دولت که بین مراکز دولتی ایجاد می‌شود ‌(در کشور ما این شبکه در حال شکل‌گیری است) اغلب اهداف امنیتی-دولتی را دنبال می‌کند؛ گاهی شبکه‌های کاملاً‌ جداگانه و با اهداف نظامی شکل می‌گیرد؛ مانند شبکه نظامی در آمریکا و گاهی، مانند آنچه در آلمان است، شبکه‌های دانشگاهی کاملاً جداگانه ایجاد می‌شود. در این میان، آنچه بسیار اهمیت دارد آن است که این شبکه‌های موازی، جزیره‌ای نشوند و بین آنها واسطه‌های مناسبی ایجاد شود؛ این امر با ایجاد یک زیرساخت یکپارچه تحقق پیدا می‌کند. پس از آن، نظام عرضه و تقاضا، گسترش این شبکه‌ها را تعدیل خواهد کرد.
تفکر انحصاری و عقب‌ماندگی شبکه دیتای کشور
اما با وجود اهمیت فراوان توسعه شبکه‌هیای دیتا، پیشرفت این شبکه در کشور ما کند و سرویس دهی آن نامناسب است. به نظر می‌رسد یکی از دلایل عدم رشد مناسب شبکه ملی دیتا، تفکر انحصاری بودن آن است؛ انحصار ضد توسعه و رشد است.
تا وقتی که این تصور وجود دارد که من در این بازار تنها هستم و هیچ رقیبی ندارم، فقط به دو صورت فکر می‌کنم:
1. هر قدر بخواهم تولید می‌کنم.
2. قیمت کالای من، براساس قیمت تمام‌شده تعیین می‌شود و وضعیت بازار تأثیری بر آن ندارد.
در بازار انحصاری این صاحب کالا است که تعیین می‌کند که مردم چه میزان استفاده کنند و به همین دلیل، زمانی که تقاضا بیشتر از عرضه باشد، مشکلاتی پیش خواهد آمد.
وقتی بازار انحصاری نباشد، اگر آموزش پرسنل هزینه تولید را کاهش دهد، حتماً این کار انجام خواهد شد. در حالیکه در سیستم انحصاری، آموزش پرسنل هزینه محسوب می‌شود و سرمایه‌گذاری تلقی نخواهد شد.
بخش دولتی و کندی حرکت
از طرف دیگر، بخش دولتی به علت کندی و لختی در اجرا، نمی‌تواند خود را با سرعتِ تغییرات تکنولوژی هماهنگ کند. آن زمان که عمر یک تکنولوژی 20 سال بود، مدت زمان اجرای پروژه می‌توانست 2 سال باشد؛ اما اکنون که عمر تکنولوژی 6 سال است، باید یک پروژه در عرض شش‌ماه انجام شود تا حداقل 5/5 سال فرصت بهره‌برداری از آن وجود داشته باشد.
لازمه این امر، هماهنگ‌شدن با تغییرات سریع تکنولوژی است؛ به عنوان مثال، شرکت AT&T از 20 سال پیش دارای شبکه ارتباطی بوده و خدمات ارتباطی ارایه می‌داده است. در این مدت، تکنولوژی‌ها عوض شده‌اند، ولی هنوز این شرکت صاحب شبکه است؛ چرا که قدرت تطبیق با تکنولوژی‌های جدید را دارد و وقتی عمر یک تکنولوژی به پایان می‌رسد، می‌تواند آن را کنار بگذارد و به سراغ تکنولوژی جدید برود.
خلاقیت دولتی!نکته مهم دیگر آن است که اصولاً گسترش فناوری اطلاعات، بنا به ماهیت خاص خود، نمی‌تواند به سازوکارها و زیرساخت‌های دولتی محدود شود؛ بر خلاف بسیاری از صنایع دیگر، محصولات این عرصه، محصولاتی قابل پیش‌بینی و مشخص نیستند. علت هم این است که خلاقیت بشر از سویی و نوع نیازهای کاربران از سوی دیگر، نقش اساسی در ایجاد محصولات IT دارد؛ حال، فرضاً که زیرساخت هم دولتی باشد، آیا نیازها و خلاقیت بشر، قابل دولتی شدن است؟
بخش خصوصی در دیتا
در حال حاضر، در کشور ما فضای نسبتاً مناسبی برای حضور بخش خصوصی در دیتا ایجاد شده است؛ تفکرات قبلی به میزان زیادی تغییر کرده است و بخش دولتی، بخش خصوصی را نه به عنوان یک رقیب، بلکه به عنوان یک شریک پذیرفته است. در یرچوب همین مقدمات، چند آیین‌نامه فراهم آمده است و قرار است حداقل در لایه دسترسی (access layer) و توزیع پهنای باند در میان کاربران، بخش خصوصی وارد عرصه خدمات‌دهی شود.
البته دلیل اینکه لایه دسترسی برای ورود بخش خصوصی در نظر گرفته شده است، این است که در حال حاضر، سطح دسترسی درآمدزا است و همین عامل، امکان فعالیت و رقابت را برای شرکت‌های خصوصی فراهم می‌کند.
لزوم ایجاد زیرساخت‌های غیردولتی
اگر چه در حال حاضر، بخش خصوصی توانمندی ایفای نقش در شبکه زیرساخت را ندارد، اما باید این بخش را برای حضور در این عرصه یاری کرد. نباید منتظر بمانیم تا این توانمندی خودبه‌خود ایجاد شود؛ باید عده‌ای پیشگام شوند؛ قدمی پیش بگذراند و دولت نیز باید از آنها حمایت کند.
به عنوان مثال، در پروژه ملی ارتباطات ژاپن که TDN نام دارد، قرار است تا سال 2010 امکانی فراهم آید که هر کسی با هر ترمینالی که در اختیار دارد، بتواند از هر نقطه از ژاپن با هر فردی در هر نقطه دیگر ارتباط برقرار کند. اما این پروژه را دولت به تنهایی انجام نمی‌دهد؛ بکله از بخش خصوصی حمایت می‌کند و حتی به آن یارانه می‌دهد تا بتواند بخشی از اجرای این پروژه را بر عهده گیرد.
کسب درآمد از زیرساخت
اگر خدمات مختلف برپایه‌ شبکه زیرساخت ارایه شود، بازخورد مثبت و درآمدهای مناسبی ایجاد می‌کند که باعث رشد بیشتر شبکه هم خواهد شد. در ابتدای امر، به نظر می‌رسد که بخش خصوصی نمی‌تواند از زیرساختی که ایجاد می‌کند، درآمد کسب کند؛ اما راه‌های مختلفی برای کسب درآمد از شبکه زیرساخت وجود دارد؛ مثلاً یک مرکز تلفن شهری را در نظر بگیرید‌که به بخش خصوصی واگذار شود. بخش خصوصی می‌تواند با هدف ایجاد درآمد، به خیلی از مکان‌ها و مغازه‌ها یک خط تلفن مجانی دهد و به این وسیله، درآمد خود را از قبض‌های پرداختی افزایش دهد.
مشکلات پیش‌روی خصوصی‌سازی دیتا
اما با همه توصیف‌ها، مشکلات و یلش‌هایی در روند خصوصی‌سازی دیتا در کشور ما وجود دارد؛ یکی از مسائل مهم در این زمینه، فضای حاکم بر ساختارهای دولتی است که سرعت این حرکت را کند می‌کند؛ کارکنان و مدیران بخش‌های دولتی ممکن است تصور کنند که با خصوصی‌سازی کار خود را از دست می‌دهند؛ در صورتیکه بخش دولتی به عنوان تحویل‌دهنده کار، باید این تفکر را بپذیرد که تحویل کار به معنای بیکار شدن نیست.
البته حل این مسئله، نیازمند گذشت زمان است. برای کسی که سال‌های متمادی در بدنه دولت کارکرده است، مانند کسی که از ابتدا در محیطی انحصاری رشد کرده، به دلیل داشتن یرچوب ذهنی خاص، مشکل است که خصوصی‌سازی را به درستی درک کنتد. علت اینکه می‌بینیم بسیاری از پروژه‌های خصوصی‌سازی شکست می‌خورد، آن است که متولیان خصوصی‌سازی، تفکر انحصار دولتی دارند. چنین افرادی، در بخش خصوصی‌ نبوده‌اند و در بازار آزاد کار نکرده‌اند؛ به همین دلیل،‌ با یرچوب‌های بخش خصوصی آشنایی کافی ندارند.
در عصر رنسانس با ظهور ماشین، کارگرها در مقابل آن جبهه گرفتند و حتی تعدادی از ماشینها را نیز شکستند؛ ولی به مرور زمان دیده شد که گسترش استفاده از ماشین، نه فقط موجب بیکار شدن کارگرها نمی‌شود، بلکه به تدریج،‌ استفاده از نیروهای کار نیز افزایش می‌یابد.
مشکلات قانونی و نظارتی
برای حمایت از بخش خصوصی‌، به قوانین و مقرارات حمایتی نیاز داریم. به عنوان مثال، خریدهای شرکت مخابرات،‌ طبق قوانین خاص خود انجام می‌شود که در این خریدها، مقرراتی برای حمایت از بخش خصوصی وجود ندارد.
از طرف دیگر، در مقوله IT مقررات مناسبی وجود ندارد. این موضوع باعث برخی عقب‌ماندگی‌ها در توسعه IT می‌شود. مثلاً اگر بخواهیم سیستم‌عامل یک مجموعه را ارتقا دهیم، قوانین فعلی اجازه نمی‌دهد که این کار را به‌سرعت انجام دهیم؛ طبق قوانین، یک مناقصه بین‌المللی باید حداقل 60 روز و یک مناقصه داخلی باید حداقل 10 روز در روزنامه‌ها اعلام شود. یعنی 60 روز را در عرصه‌ای از دست می‌دهیم که با سرعت نمایی رشد می‌کند. قوانین ما باید مطابق با رشد فناوری اطلاعات اصلاح شود.
مشکل دیگر در سیستم نظارتی است. ما مقررات را می‌نویسیم؛ مجری را تعیین می‌کنیم؛ اما نظارت بر این مجریان برای پیاده‌کردن مقررات، ضعیف است. این موضوع باعث می‌شود که پروژه‌ها بسیار به طول بینجامد که در نهایت، به مشکلات بیشتری منجر می‌شود. بروز این مشکلات در بازار IT نمود بیشتری پیدا می‌کند؛ زیرا متقاضی صبر نمی‌کند تا اجرا به‌کندی پیش رود؛ بنابراین، سعی می‌کند از عرضه‌کننده پیش بیفتد و در نهایت، این اختلاف سرعت‌ها، در عمل به شکست می‌رسد که پس از آن، هرج و مرج و تنش خواهد بود. اینجاست که نقش دولت به عنوان تنظیم‌کننده مقررات، مهم و حیاتی می‌شود.
راه حل چیست؟
برای جلوگیری از بروز چنین مشکلاتی، باید یک شورای سیاست‌گذاری تعیین شود و نمایندگانی از مردم و بخش خصوصی در این شورا حضور داشته باشند تا محیط برای تضارب آرا و انتقاد و پاسخگویی فراهم شود. در این شورا، به غیر از اعضای صنفی، باید استراتژیست‌ها هم حضور داشته باشند. این شورا باید به حدی توانمند باشد که بتواند مجلس را با ارایه پیش‌نویس قوانین، یاری کند.
در حال حاضر، شورای سیاست‌گذاری در بخش خصوصی‌ به‌خوبی شکل نگرفته است و صنوف در آن دخالت ندارند. در بخش دولتی هم اگرچه شورای عالی انقلاب فرهنگی و شورای عالی اطلاع‌رسانی به برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری می‌پردازد و حتی برنامه‌های استراتژیک را تدوین می‌کنند، اما تمام ابعاد مسئله را در نظر نمی‌گیرند؛ البته شورای عالی اطلاع‌رسانی از صنوف متنوعی تشکیل شده است که هنوز باید رشد کند.
http://www.itna.ir/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اجرا شده توسط: همیار وردپرس